برنامه ريزي يعني نقشه موفقيت
وقتي واژه «برنامه ريزي» را ميشنويم شايد اين تصور برايمان تداعي شود که بايد کار و تکنيک خاصي را انجام دهيم و انجام آن قطعا مشکل خواهد بود. در صورتي که تمام امور کوچکي که در طول روز انجام ميدهيم، نوعي برنامه ريزي هستند..
درحقيقت برنامه ريزي، فرايندي براي رسيدن به اهداف است که با توجه به فعاليتها ميتواند بلندمدت، ميانمدت يا کوتاهمدت باشد. براي مديراني که در جستجوي حمايتهاي بيروني هستند، برنامه ريزي، مهمترين و کليديترين سند براي رشدشان است. برنامه ريزي نقش مهمي در کمک به جلوگيري از اشتباهات يا تشخيص فرصتهاي پنهان بازي ميکند و تا حدودي در پيشبيني و ساختن آينده کمک کننده است و پلي است بين آنجايي که هستيم و آنجايي که ميخواهيم برويم.
اگر به مدت 30 يا 40 سال است که با پيروي از برنامه قبلي به اينجا رسيده ايم قطعا صد سال آينده نيز در همين نقطه خواهيم بود. پس اگر هدفتان والاتر از اين است، بايد راه ديگري را پيش بگيريد و برنامه ريزي خاصي براي زندگيتان داشته باشيد و از ابزارهاي ديگري براي رسيدن به هدفتان کمک بگيريد. امروزه مهارتهاي زندگي، يکي از فنون، تکنيکها و مباني است که هر انساني بايد آن را ياد بگيريد تا بداند چگونه زندگي کند.
اکثرا براي اينکه چگونه کار کنيم و انسان، مدير، مهندس، معلم يا پزشک موفقي باشيم، پرورش يافته?ايم درحالي که کسي به ما ياد نداده است چگونه همسر، ولي يا فرزند موفقي براي والدين يا حتي همسايه يا شهروند خوبي باشيم. اين کار مستلزم اين است که مهارتهاي زندگي اجتماعي خانوادگي را ياد بگيريم.
براي دستيابي به
مهارتهاي زندگي فرد بايد چگونگي برقراري ارتباط و فکر کردن را بياموزد. حتي بايد
ياد بگيريد در طول زندگي با چه کساني در تماس باشد تا فکر او در جهت درست و به سمت
تعالي حرکت کند. شايد اين سوال پيش بيايد که برنامه ريزي چه ارتباطي با اين مساله
دارد. بايد گفت ذهن انسان در محيط شکل ميگيرد.
همکلاسي، همسفر، همسايه دوست و همگي کساني که با ما به نوعي همگوني ايجاد ميکنند
در برنامه ريزي و دستيابي ما به اهدافمان تاثيرگذارند و گاهي نقش کاتاليزور را
ايفا ميکنند؛ درحقيقت آنها با اين نقش شان حرکت ما را در رسيدن به اهداف متعالي
تسريع مي بخشند. پس نبايد فراموش کرد که همه عوامل چه در حاشيه و چه در دايره
زندگي، در رسيدن به اهداف و داشتن يک برنامه ريزي صحيح موثرند حتي آن پرنده
خوش آوازي که روي درخت نشسته است. از اين رو بايد چشمها را خوب باز کرد و ديد چرا
گاهي حوصله برنامه ريزي نداريم يا دچار اشتباه ميشويم. اکثر افرادي که حوصلهاي
براي برنامه ريزي ندارد عوامل موثر در آن (که اغلب در حاشيه هستند)، را بي تاثير
ميدانند، درحالي که چنين نيست.
فردي که بدون برنامه پيش ميرود خود را قرباني هر حادثه و اتفاقي ميکند و اجازه ميدهد هر کسي براي او برنامه ريزي کند. وقتي فردي برنامه ريزي براي زندگي خود نداشته باشد به جايي نخواهد رسيد و در مسير زندگي هر کس او را به مسيري هدايت خواهد کرد که در نهايت باعث گمراهي او خواهد شد.
گاهي افراد شبيه پر هستند که با هر وزش به هر سمتي سوق پيدا ميکنند، درحالي که در مقابل آنها افرادي هم هستند که همچون سنگ مقاومند. اينها افرادي هستند که ياد گرفته اند با به کارگيري بسيج منابع، استفاده از اهرم هاي ديگران، اهرم فکر اعضاي خانواده و دوستان و... چگونه وزن خود را در برنامه ريزي زياد کنند.
کارشناسی ارشد مهندسی IT ، گرایش تجارت الکترونیک